کد خبر 298852
۱۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۹

از صلابت تا شهادت؛ مرثیه‌ای برای رهبر شهید انقلاب

از صلابت تا شهادت؛ مرثیه‌ای برای رهبر شهید انقلاب

صلابت در میدان‌های سخت، آرامش در دل بحران‌ها، مردم‌باوری، امید به جوانان، توجه به جایگاه زنان و هوشیاری در برابر دشمن، از برجسته‌ترین ویژگی‌هایی بود که رهبر شهید انقلاب اسلامی را در ذهن و خاطره ملت ایران ماندگار کرد؛ رهبری که سرانجام در حمله جنایتکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به آرزوی دیرینه خود، شهادت، رسید و نامش برای همیشه در تاریخ این سرزمین با استقامت، مظلومیت و ایثار گره خورد.

به گزارش حیات به نقل از ایرنا، هنوز باورمان نمی‌شود؛ کسی که قامتش چون کوهِ سربلند در برابر طوفان‌ها ایستاد، کلامش چون چراغی در دلِ تاریکیِ روزگار می‌درخشید، در میانِ خانه‌ای که پناهِ دل‌های خسته بود، زیر آوار موشک‌های، آمریکایی - اسراییلی آرام گرفت و به آرزوی دیرینه‌اش رسید و رستگار شد.

هر بار به آن روزها فکر می‌کنم، قامتِ رهبرِ انقلاب اسلامی را چون کوهی می‌بینم که در برابر تندبادهای سهمگینِ سیاست، سست نشد و خم به ابرو نیاورد؛ ترس هرگز در نگاهِ نافذش جای نگرفت و تهدیدهای پیاپی، جز بر صلابت آهنینش نیفزود.

در دلِ بحران‌ ها، چنان آرامشی از چهره‌اش می‌تراوید که گویی با تمام سنگینیِ جهان بر دوش، باز هم لبخندی از عمقِ ایمان بر لب داشت.

کلامش بی‌پرده و چون تیغی برنده بود، حقایق را بی‌هیچ پیرایه‌ای بیان می‌کرد؛ نه تطمیع می‌توانست گرمای سخنش را سرد کند و نه تهدید، لحنِ استوارش را بلرزاند.

همین صراحتِ مثال‌زدنی بود که ایشان را در ذهنِ من، از همهٔ سیاستمدارانِ محافظه‌کار، جدا و متمایز ساخت.

برایم شگفت‌آور بود که گویی نبضِ کوچه و بازار را با تمامِ وجود حس می‌کرد؛ دغدغه‌های دورترین نقاط کشور، در ضمیر بیدارش طنینی آشنا داشت و از لابه‌لای ساده‌ترین درد و دل‌ها، راهی روشن به سوی فردا می‌یافت.

آن صبحِ بی‌بهار

به جوانان چنان امیدی داشت که مرا به یاد باغبانی می‌انداخت که نهال‌های تازه را سرمایه اصلی بهارِ فردا می‌داند؛ باوری در دلمان انداخته بود که همین نسل پرشور، قله‌های سربلندی را فتح خواهند کرد.

در اندیشه‌اش، زن نه نیمی از جامعه، که مایه برکت و محور تحول اخلاقی و فرهنگی بود؛ حضوری که برایش در عرصهٔ دانش و اجتماع، ارزشی رفیع و همیشگی قائل می‌شد.

این مردم‌شناسیِ عمیق و اعتماد بی‌ریا به نسل‌ها، چنان پلی مستحکم میان مهربان رهبر و توده‌های گوناگون ساخته بود که چیزی جز صفا و صمیمیت از آن برنمی‌انگیخت.

و اما آن هوشیاری کم‌نظیر رهبر شهید انقلابِ اسلامی در شناختِ دشمن، همیشه حیرت‌آور بود؛ ایشان پرده‌های رنگارنگ نیرنگ را تشخیص می‌دادند و توطئه‌ها را پیش از شکوفایی، بی‌پرده برملا می‌ساختند؛ گویی ذهنشان پیش از هر قلمی، نقشه‌ها را ورق زده بود.

همین بصیرتِ نافذ، ایشان را به فرمانده‌ای کارکشته بدل کرده بود که فتنه‌ها را در نطفه خفه می‌کرد و کشتی انقلاب را از میان مه‌آلودترین معادلات جهانی، به سلامت عبور می‌داد.

آقای شهید ایران باور داشتند که ساده‌لوحی در برابر مکر استکبار، چیزی جز خیانت نیست و همیشه طعمه‌های فریبنده را به چشمِ جهانیان آشکار می‌کردند.

این دشمن‌شناسی، نه از سرِ بدبینی، که حاصل تجربه‌ درک عمیقی از تاریخ استعمار بود؛ و در روزگاری که هزاران فریبکار در کمین نشسته بودند، ایشان چراغی فروزان بود که نگذاشت غبارِ فراموشی بر خاطره این ملت بنشیند.

آن صبحِ بی‌بهار

اما در صبحِ نهم اسفند ۱۴۰۴، در ساعات صبح فتنه شوم آمریکایی - اسرائیلی نمایان شد و آسمان تهران را ناجوانمردانه، سیاه کرد و بر سرِ این خیمه‌گاه عشق، آتش بارید و بمباران هوایی، خانه‌ای را که سال‌ها پناه دل‌های خسته بود؛ در هم کوبید.

مهربان رهبر در میانِ خاک و خون، اما همچنان آرام و استوار، به آرزوی دیرینه‌اش رسید و روح بلند روزه دارش، در آن لحظاتِ پایانی، چونان مقتدای شیعیان، «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة» سر داد؛ در روزهایی که خود، همیشه از شهادت می‌گفت، جام مظلومیت را نوشید و با اعضای خانواده‌اش، به کاروان عاشوراییان پیوست.

ایشان و چند تن از اعضای محترم این خانواده شریف از جمله نوه چهارده ماهه‌شان در آن هجوم کینه‌آلود، به قافله شهیدان پیوستند تا مظلومیت این خاندان پاک، چون خاندان وحی، در تاریخ این سرزمین برای همیشه ثبت شود.

جای خالیِ این ستارگان درخشان در آسمان انقلاب، هرگز پر نخواهد شد و دل این ملت، تا همیشه، برای این مصیبت جانگداز، خواهد سوخت؛ اما راه روشنشان، چون همیشه و پرفروغ‌ تر از پیش، ادامه خواهد یافت.

انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha